السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

279

تفسير الميزان ( فارسي )

شده‌ام ، و ديگر شهوت جنسى ندارم » ادبى را رعايت كرده كه هر كسى آن را مىفهمد ، و نيز در اينكه گفت : * ( « وَامْرَأَتِي عاقِرٌ » ) * ( و زنم در حالى كه نازا است ) و نگفت : « و امرأتى عاقر » ( و زنم نازا است ) ، اشاره كرده است به اينكه همسرم نيز مثل خودم پير است ، در حالى كه نازا هم بوده است . * ( « قالَ كَذلِكَ اللَّه يَفْعَلُ ما يَشاءُ » ) * فاعل فعل « قال » هر چند خداى سبحان است ، حال يا به مباشرت و يا به وسيله وساطت ملائكه ، آن هم يا از راه وحى و يا به وسيله همان ملائكه اى كه با او گفتگو مىكردند ، الا اينكه از ظاهر عبارت برمىآيد كه خود خداى تعالى نفرموده : « خدا اين چنين هر كار بخواهد مىكند » ، بلكه گوينده آن فرشته اى بوده و اگر به خودش نسبت داده از اين جهت است كه فرشته هم به امر او گفته است ، دليل بر اين كه گوينده فرشته اى بوده اين است كه در داستان مريم ( ع ) وقتى مىگويد : « من كه شوهر نرفته‌ام و هرگز زناكار نبوده‌ام » پاسخ فرشته اى كه با او گفتگو مىكرده را اينطور حكايت مىكند : « قالَ كَذلِكَ ، قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ ، وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ ، وَلَمْ تَكُ شَيْئاً » « 1 » . و از اين آيه چنين برمىآيد كه اولا زكريا جمله مورد بحث را از همان ناحيه اى مىشنيده كه جملات قبل را استماع كرده و ثانيا كلمه « كذلك » خبر است براى مبتدايى كه حذف شده ، و تقدير كلام « قال الامر كذلك » بوده ، يعنى فرشته گفت مطلب همين طور است ، يعنى آن بشارتى كه به تو داديم واقع شدنى است . و اين اشاره است به اينكه فرزند دار شدن او از قضا و قدرهاى حتمى است كه هيچ شكى در وقوع آن نيست ، نظير همان پاسخى كه روح در مقابل مريم داد ، و خداى تعالى آن را چنين نقل كرده كه گفت : « كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ ، تا آنجا كه گفت - وَكانَ أَمْراً مَقْضِيًّا » « 2 » و ثالثا برمىآيد كه جمله * ( « اللَّه يَفْعَلُ ما يَشاءُ » ) * كه بدون و او عاطفه آمده ، كلام جداگانه اى است كه مضمون « كذلك » را تعليل مىكند ، و مىرساند اينكه گفتيم : « كذلك » ( مطلب همان است كه گفتيم ) براى اين بود كه خدا هر چه بخواهد مىكند . * ( « قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً ، قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً . . . » ) * در مجمع البيان مىگويد : كلمه « رمز » به معناى اشاره با دو لب است ، و گاهى در

--> ( 1 ) گفت اين چنين است ، پروردگار تو گفته كه آن كار براى من آسان است ، و چگونه آسان نباشد با اينكه من تو را از پيش خلق كردم ، با اينكه چيزى نبودى ( سوره مريم آيه 9 ) . ( 2 ) اين امرى است كه قضاى الهى بر آن رانده شده ( سوره مريم آيه 21 ) .